برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
این موضوع من رو عصبانی میکنه که حتی در آشوب مطلق، با کمی دقت، بالاخره الگوهایی از راه میرسن. در واقع، این جمله به نوعی یک پارادوکسه؛ چون اگه الگویی وجود داشته باشه یعنی آشوبی وجود نداره. و همین منو عصبانی میکنه- که ما آشوب مطلق نداریم.
چطور یک گزاره میتونه انقدر آشنا باشه، انقدر طبیعی باشه، و در ذات ناممکن؟
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری


برچسب:
نویسنده: طاها اکبری
برچسب:
نویسنده: طاها اکبری